مجله میدان آزادی: امروز نهم مردادماه، روزی است که شاهطهماسب صفوی در قرن 10 تصمیم گرفت شهر قزوین را به عنوان پایتخت سرزمین ایران انتخاب کند. به همین بهانه و در سالروز این اتفاق، تصمیم گرفتیم شما را با خود در هنر معماری شهر قزوین همراه کنیم. این یادداشت را به قلم سیده مائده طاهری -کارشناس ارشد معماری منظر- بخوانید:
«... باغستان بسیار داشت، بیدیوار و خار، و هیچ مانعی از دخول در باغات. و قزوین را شهری نیکو دیدم، باروی حصین و کنگره بر آن نهاده و بازارهای خوب، مگر آنکه آب در آن اندک بود و منحصر به کاریزها در زیر زمین... .»
سفرنامۀ ناصرخسرو قبادیانی، سال ۴۳۸ هجری قمری
قزوین یکی از شهرهای تاریخی و مهم ایران است که قدمت آن به پیش از اسلام بازمیگردد. این شهر در نوشتههای قدیم اروپایی، شهر باستانی «ارساس» یا «ارساسیا» و در تاریخ یونان همان شهر قدیمی «راژیا»ست و در زمان اشکانیان به نام مؤسس آن «اردپا» نامیده شده است. ساسانیان به آن «کشوین» گفتهاند؛ یعنی سرزمینی که نباید از آن غافل شد. برخی هم آن را «قسوین» نامیدهاند؛ به معنای شهری که مردمی پرصلابت و استوار دارد.

بنای اولیۀ شهر قزوین را به شاپور معروف به شاپور ذوالاکتاف نسبت میدهند. شاپور شهر قزوین را برای جلوگیری از تهاجمات دیالمه بنا کرد و برای دفاع بهتر از آن، دز و استحکامات ساخت. قرار گرفتن قزوین در تقاطع راههای خراسان و آذربایجان و تبدیل شدن به گذرگاه مهم طبرستان و دریای خزر، بر اهمیت این شهر افزود. موقعیت مکانی قزوین به گونهای بود که شاهطهماسب پس از یک دورۀ پرآشوب جنگ با ازبکان و عثمانی در شرق و غرب، فرصتی پیدا کرد تا قزوین را پایتخت حکومت خود کند. بنابراین شاه طهماسب در حدود سال ۹۵۱ هجری قمری تصمیم به انتقال پایتخت گرفت و قزوین در سالهای بعد به مرکز سیاسی و حکومتی صفویان تبدیل شد. در برخی منابع، سال ۹۶۲ یا ۹۶۳ هجری قمری را دورۀ تثبیت و گسترش پایتخت جدید دانستهاند.

انتخاب قزوین بهعنوان پایتخت باعث شد پروژهای گسترده برای ایجاد یک مرکز حکومتی جدید آغاز شود. شاهطهماسب زمینهایی را در محدودهای خارج از بافت اصلی شهر خرید و دستور ساخت مجموعهای شامل باغها، کاخها، عمارتها، میدانها و مسیرهای ارتباطی را صادر کرد. اهمیت قزوین در این دوره تنها به ساخت چند بنای منفرد محدود نمیشود؛ بلکه برای نخستین بار، مجموعهای نسبتاً گسترده از باغ، کاخ، خیابان و فضای حکومتی بهصورت مرتبط با یکدیگر در ساختار شهر شکل گرفت. این تجربه بعدها، پس از انتقال پایتخت به اصفهان در زمان شاهعباس اول، در مقیاسی بسیار بزرگتر ادامه یافت و بدین ترتیب، قزوین، به الگویی برای معماری و شهرسازی تبدیل شد که به نمونههای آن اشاره خواهیم کرد.
1. چهلستون (عمارت کلاهفرنگی)
یکی از مهمترین بناهای باقیمانده از دورۀ صفوی در قزوین، عمارت معروف به چهلستون قزوین است با نام تاریخی «کلاهفرنگی». این بنا بخشی از مجموعۀ بزرگ دولتخانۀ صفوی و باغهای سلطنتی قزوین به شمار میآمد.

شاهطهماسب در سال ۹۵۱ هجری قمری زمینهای مورد نیاز برای ایجاد این مجموعه را خرید و سپس دستور ساخت باغ و عمارتهای حکومتی را صادر کرد. بنابراین، شکلگیری اولیۀ مجموعهای که عمارت چهلستون قزوین بخشی از آن است، به دورۀ شاهطهماسب اول برمیگردد.
ویژگی مهم این بنا، قرارگیری آن در میان فضای باغ است. این عمارت هشتضلعی صرفاً یک ساختمان مستقل نیست، بلکه جزئی از یک سازمان فضایی بزرگتر شامل باغ، مسیرهای حرکتی، آب و فضای باز محسوب میشود. این ویژگی، یعنی پیوند نزدیک معماری و منظر، یکی از خصوصیات مهم مجموعههای سلطنتی دورۀ صفوی است که در سالهای بعد در اصفهان تداوم یافت. پس از انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان در زمان شاهعباس اول، ساخت مجموعههای سلطنتی و باغی در اصفهان گسترش پیدا کرد و تجربۀ معماری باغ و کوشک به شیوۀ چهلستونی، زمینهای مهم برای توسعۀ باغ-عمارت در اصفهان بود.

2. خیابان سپه قزوین؛ اولین خیابان در ایران
خیابان سپه که از آن بهعنوان نخستین نمونۀ خیابان طراحیشده در ایران یاد میشود، به دستور شاهطهماسب اول در حدود سال ۹۶۶ هجری قمری ایجاد شد و بخشی از طرح بزرگ توسعۀ شهر بود. اهمیت این خیابان در آن است که برخلاف بسیاری از معابر سنتی که بهصورت طبیعی و تدریجی در طول زمان شکل گرفته بودند، این خیابان بخشی از یک برنامۀ آگاهانۀ شهرسازی بوده است. در طراحی خیابان سپه عناصر مختلفی اهمیت داشتهاند. مسیر مستقیم و قابل تشخیص، ارتباط با مجموعۀ حکومتی، حضور باغها و فضای سبز، وجود جوی آب در فضای خیابان و ارتباط میان فضای سلطنتی و بخشهای مختلف شهر ازجمله موارد مهمی هستند که در طراحی هوشمندانۀ خیابان سپه در نظر گرفته شدهاند.

پس از انتقال پایتخت به اصفهان، شاهعباس اول پروژۀ عظیمی برای توسعۀ شهر آغاز کرد که از مهمترین عناصر آن، خیابان چهارباغ بود. ساخت بخشهای اصلی چهارباغ به دورۀ شاهعباس اول مربوط است و تاریخ تقریبی شکلگیری آن حدود سال ۱۰۰۰ هجری قمری برابر با حدود ۱۵۹۱ میلادی ذکر شده است. البته چهارباغ اصفهان از نظر مقیاس، پیچیدگی طراحی و سازمان فضایی طرحی بسیار گستردهتر از خیابان سپه است. بدین ترتیب میتوان گفت که خیابان سپه یکی از تجربههای اولیۀ خیابانسازی صفوی بوده و این اندیشه در اصفهان بهشکل کاملتری توسعه یافته است.

3. دولتخانۀ صفوی قزوین
یکی دیگر از مهمترین تحولات معماری قزوین در دورۀ صفوی، ایجاد مجموعهای به نام دولتخانه بود. این مجموعه در محدودهای وسیع شکل گرفت و در آن چندین باغ و عمارت وجود داشت. یکی از اجزای مهم آن، سردر و ورودی معروف به عالیقاپوی قزوین است. این بنا نیز از آثار دورۀ شاهطهماسب اول محسوب میشود و ورودی اصلی مجموعۀ دولتخانه بوده است. در دورۀ شاهعباس تغییراتی در این مجموعه ایجاد شد و کتیبهای به خط علیرضا عباسی بر سردر آن نصب کردند. عالیقاپوی قزوین بیش از آنکه یک بنای مستقل باشد، یک دروازه و مدخل تشریفاتی به مجموعۀ سلطنتی و دولتخانۀ صفوی بوده است.

حکومت صفوی در تلاش بود فضایی ایجاد کند که در آن کاخهای سلطنتی، باغهای حکومتی، خیابانها، میادین و نیز فضاهای تشریفاتی بهصورت مرتبط با یکدیگر قرار بگیرند. از این جهت دولتخانه قزوین نشاندهندۀ تغییر مهمی در سازماندهی فضای حکومتی بود. این تجربه بعدها در اصفهان در مقیاسی وسیعتر تکرار شد. پس از انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان، ساخت مجموعۀ دولتخانۀ جدید آغاز شد. یکی از مهمترین عناصر این مجموعه، عمارت عالیقاپو بود که بهعنوان بخش مهمی از مجموعۀ حکومتی و سلطنتی صفوی در میدان نقش جهان عمل میکرد. ساخت اولیۀ عالیقاپو پس از انتقال پایتخت به اصفهان، اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم هجری قمری آغاز و بخشهایی از آن در دورۀ جانشینان شاهعباس تکمیل شد. عالیقاپوی اصفهان در ابتدا مانند عالیقاپوی قزوین، واسطهای میان فضای عمومی و مجموعۀ سلطنتی بود اما در مراحل بعدی، این عمارت به مکانی برای انجام فعالیتهای مختلف ازجمله پذیرایی از سفرا و مهمانان خارجی، برگزاری مراسم رسمی و تشریفاتی و استفاده از فضاهای هنری و موسیقایی تبدیل شد. بنابراین عالیقاپوی اصفهان، با الهام از عالیقاپوی قزوین ساخته شد، اما در عمل ایدۀ ابتدایی را گسترش داد که نتیجهاش یک کاخ تشریفاتی و عمارت حکومتی بود.
4. باغهای سلطنتی قزوین
یکی از مهمترین تحولات شهر قزوین در دورۀ صفوی، ایجاد مجموعۀ گستردهای از باغها، کاخها و فضاهای حکومتی بود. برای احداث پایتخت جدید، تنها ساخت یک کاخ سلطنتی کافی نبود. حکومت صفوی مجموعهای وسیع از فضاهای حکومتی، باغها، عمارتها و نیز مسیرهای ارتباطی را در کنار هم طراحی و اجرا کرد. در این سازمان فضایی، باغ فقط یک فضای خصوصی برای استراحت شاه و اطرافیان او نبود، بلکه به بخشی از ساختار سیاسی و شهری پایتخت تبدیل شده بود. عمارتها درون باغ قرار میگرفتند و مسیرهای حرکتی باغها را به یکدیگر متصل میکردند. یکی از ویژگیهای مهم باغهای سلطنتی قزوین، سازمانیافتگی و تنوع فضاها بود. بهصورتی که فرد با ورود به مجموعه، بهتدریج از فضای شهر به فضای باغ و سپس به فضاهای سلطنتی میرسید. در چنین ساختاری، تجربۀ حرکت در فضا اهمیت زیادی پیدا میکرد. این شیوه در سالهای بعد در اصفهان بهشکل گستردهتری مشاهده میشود. در قزوین، مجموعه باغهای سلطنتی بیشتر حول دولتخانه و مرکز حکومتی شکل گرفته بودند اما در اصفهان، این ایده در مقیاسی بسیار بزرگتر توسعه پیدا کرد.

سردر عالی قاپو و مجموعه دولتخانه صفوی قزوین
شاهعباس اول پس از انتقال پایتخت به اصفهان، باغها را به بخشی از طرح توسعۀ شهر تبدیل کرد. در طرح اصفهان جدید، مجموعۀ بزرگی از باغها و عمارتها با محورهایی مانند میدان نقش جهان و خیابان چهارباغ سازمان یافتند. بنابراین در اصفهان، باغ دیگر فقط درون محدودۀ یک مجموعۀ سلطنتی باقی نماند و در سازمان فضایی بخش بزرگی از شهر گسترش پیدا کرد.
در نهایت، بررسی روند شکلگیری و تحول فضاهای سلطنتی، باغها و مجموعههای حکومتی در دورۀ صفوی نشان میدهد قزوین جایگاه مهم و اثرگذاری در تاریخ معماری و شهرسازی ایران دارد. انتخاب قزوین بهعنوان پایتخت در دورۀ شاهطهماسب اول، تنها به جابهجایی مرکز سیاسی حکومت صفوی محدود نبود، بلکه زمینۀ معرفی و شکلگیری مجموعهای جدید از فضاهای حکومتی، باغهای سلطنتی، عمارتها و گذرهای شهری را فراهم کرد. در این دوره، برای نخستین بار بخش مهمی از اندیشههای مربوط به سازماندهی پایتخت کشور در قالب مجموعهای منسجم در شهر قزوین طراحی، تجربه و اجرا شد.
