مجله میدان آزادی: در تازهترین صفحه از پرونده «روزی روزگاری تلویزیون» به سراغ سریال «ساهره» ساختۀ «حمیدرضا لوافی» رفتهایم؛ سریالی که در شبهای جنگ رمضان، از تلویزیون پخش شد. نقد، تحلیل و بررسی این سریال را به قلم مریم رحیمیپور در ادامه بخوانید:
سفر در زمان در قاب تلویزیون
بازی با زمان ایدۀ جدیدی نیست اما همیشه طرفداران زیادی دارد. برای همین است که بچههای امروز هنوز هم از فیلم «سفر جادویی» لذت میبرند یا خاطرۀ سریال «پنجمین خورشید» در ذهن بسیاری باقی مانده است. سریال «ساهره» در ماه رمضان ۱۴۰۴ از همین ایده استفاده میکند و مخاطبان را تا پایان این ماه رمضان متفاوت پای تلویزیون مینشاند.
«ساهره» به کارگردانی «حمیدرضا لوافی» و تهیهکنندگی «سید امین موسوی ملکی» براساس فیلمنامهای از «مینا خدیوی» ساخته شد و در اسفند ۱۴۰۴ بر آنتن تلویزیون رفت. این سریال یکی از آثار «سیما فیلم» در دورۀ مدیریت «پیمان جبلی» بر صداوسیماست. در روز پخش قسمت دهم این سریال، با حملۀ آمریکا و رژیم صهونیستی به ایران جنگ رمضان آغاز شد و پخش و تماشای اثر تحت تأثیر حوادث روز قرار گرفت. پس از پایان پخش اول سریال، مجدداً از ابتدا در برنامۀ شبکۀ تماشا قرار گرفت و این یادداشت به بهانۀ پخش مجدد اثر منتشر میشود.
خلاصۀ داستان سریال ساهره
نام سریال نوعی بازی با کلمات است، بازی با واژۀ «ساحره» به معنای افسونگر تا حدی فضای تخیلی داستان را نمایش میدهد اما «ساهره» به معنای «بیخواب» بخش دیگری از محتوای داستان را به نمایش میکشد. همین بازی با کلمات ذهن مخاطب را درگیر میکند و باعث میشود حداقل برای کشف تفاوت این دو واژه، به تماشای چند قسمت از سریال بنشیند.
داستان «ساهره»، روایت دو شخصیت است که در بازههایی از زندگیشان با یکدیگر مواجه میشوند. احسان (با بازی امین زندگانی) تاجر موفقی است که بهتازگی همسرش را از دست داده و رفتار مشکوک همسرش در روزهای پایانی عمر برایش سؤالاتی ایجاد کرده است. طرف دیگر داستان «عطیه» (با بازی گلنوش قهرمانی) حضور دارد. عطیه یک دانشجوی پزشکی اهل بم است. ماجرای این دو نفر زمانی به هم گره میخورد که عطیه بهصورت اتفاقی با احسان تماس میگیرد، اما احسان در زمان حال نیست و عطیه از طریق تلفن با او در ماه گذشته صحبت میکند و کمکم درمییابد که احسان در زمان حال از دنیا رفته است... .
راز موفقیت ساهره: یک خیال ساده
هر قسمت سریال با عبارت «آنچه خواهید دید، روایتی برخاسته از خیال است، افسانهای که در واقعیت امکان وقوع آن وجود ندارد.» آغاز میشود و همین خیال است که «ساهره» را جذاب میکند. این سریال برخلاف دیگر سریالهای غیرواقعگرای ماه رمضان، ماورایی نیست و صرفاً از خیال استفاده کرده؛ آن هم نه یک خیالانگیزی پیچیده و گیجکننده. داستان در عین اینکه ساده است، جدید و جذبکننده نیز هست و فارغ از ضعفهای ساختاری (مانند ضعف بازیگری، ریتم کند فیلم و...) مخاطب را پای تلویزیون مینشاند. همین نشان میدهد که مخاطب ایرانی از آثاری با خیالانگیزیهای ساده استقبال میکند.
«ساهره» از این خیالانگیزی استفاده میکند تا چرخش اخلاقی شخصیتها را نشان بدهد. احسان که درگیر یک زندگی روزمره شده، در اثر این مواجهه با مرگ، بهتدریج به خود میآید و شیوۀ جدیدی پیش میگیرد و همین باعث میشود که معمای دیگر سریال یعنی رفتار عجیب همسرش نیز حل شود. اینکه خیال در خدمت مسائل اخلاقی قرار میگیرد، برای بینندۀ سریال جذاب است. لازم نیست از الگوی تکراری استفاده کنیم و شخصیت بهطور واقعی با مرگ مواجه و متنبه شود، بلکه میتواند خیلی زودتر با حادثۀ مرگ خود مواجه شود، با آن دست و پنجه نرم کند و بهتدریج تغییری در او اتفاق بیفتد. شخصیت احسان چنین روندی را طی میکند؛ او ابتدا از احتمال مرگش عصبانی است اما بهتدریج تغییر میکند.
البته پرداخت نامناسب در این اثر در بعضی موارد باعث گنگ شدن روند داستان میشود. سازنده با اینکه تلاش کرده جزئیات داستان را بهدفعات تکرار کند تا بیننده متوجه آن شود اما سریال همچنان در پیچهای داستانی خود گیر میکند. شاید استفاده از عناصر دیگری مثل تغییر صحنهها در حال و گذشته باعث میشد که بیننده بهتر متوجه تغییر زمانی هر صحنه بشود.
سریالی که میتوانست معمایی باشد
داستان «ساهره» ظرفیت این را دارد که در کنار تخیلی بودن جنایی و معمایی هم باشد. داستان حتی در ابتدا با یک معمای بزرگ آغاز میشود: «چرا همسر احسان پیش از مرگش قصد داشته او را ترک کند و به کشور دیگری برود؟» قصه قابلیت این را دارد که در کنار خط تخیلی، یک خط جنایی-معمایی نیز داشته باشد که کمتر به آن میپردازد و همین باعث کم شدن کشش داستان، علیالخصوص در قسمتهای پایانی میشود.
کند بودن روند داستان تنها به قسمتهای پایانی محدود نمیشود، روند داستان در طول سریال هم بسیار کند است. پنج قسمت طول میکشد تا مشخص شود احسان و عطیه در دو زمان مختلف هستند. صحنههایی طولانی از راه رفتن و ماشین سوار شدن شخصیتها وجود دارد. برای اینکه ترس عطیه از فضاهای بسته نشان داده شود، بارها صحنۀ از پله بالا رفتن او (بهجای استفاده از آسانسور) به نمایش درمیآید. اگر این سریال را (مانند بسیاری از سریالهای دیگر سیما) با سرعت دو برابر یا حتی بیشتر ببینید، به یک ریتم مطلوب خواهید رسید.
بازیگران سریال ساهره
«ساهره» بازیگران آشنایی دارد، در کنار «امین زندگانی»، «هومن برقنورد»، «ایرج نوذری» و «سیاوش طهمورث» نقشهای فرعی دارند. «گلنوش قهرمانی» هم بهعنوان یک بازیگر تازهکار که پیش از این در آثاری مانند «سوران» و «غریبه» حضور داشته، نقشآفرینی نقش اول زن را به عهده دارد. با وجود ترکیب بازیگرهای تازهکار و باسابقه، سطح بازیگری فیلم همچنان پایین است. بلایی که امروز تقریباً متوجه همۀ آثار نمایشی سیماست. گفتوگوها و حالات شخصیتها مصنوعی و غیرقابل باور است. این ایراد آنقدر در سریالهای مختلف تکرار شده که مخاطب تلویزیون آن را بهعنوان اصلی ثابت حساب میکند: «بالاخره همه همینطوری بازی میکنن دیگه...» و از کنارش میگذرد. در حالیکه در کارنامۀ تلویزیون آثار زیادی با بازیگری خوب و عالی وجود دارد و همین نشان میدهد که گرفتن یک بازی خوب از بازیگران (چه تازهکار، چه باسابقه) کار غیرممکنی نیست و به توانایی کارگردان برمیگردد.
استفاده از موقعیتهای جدید
موقعیت داستانی «ساهره» در شیراز اتفاق میافتد. تصویر شهر دیگر تصویر تکراری اتوبانهای تهران و برج میلاد نیست و شخصیتها به مکانهایی مانند دروازه قرآن و حرم شاهچراغ میروند. شاید اگر شخصیتهای بومی داستان به لهجۀ شیرازی صحبت میکردند به عمیقتر شدن عنصر زمان و مکان داستان کمک میکرد. بهطور کلی تجربه نشان داده استفاده از فضاها و ویژگیهای بومی شهرهایی غیر از پایتخت، باعث جذاب شدن اثر میشود. تجربهای که سریالهایی مانند «پایتخت» و «نونخ» را درخشان کرده است.
با وجود همۀ ویژگیهای مثبت و منفی، «ساهره» سریالی است که میتواند مخاطب را حتی در زمان جنگ رمضان نیز پای تلویزیون بنشاند و تجربیات تازهای به تاریخچۀ سریالسازی صدا و سیما اضافه کند. «ساهره» تجربۀ موفقی از استفاده از تخیل ساده برای نمایش مسائل روزمره و اخلاقی است. تجربهای که با برطرف کردن نقصها، قابلیت تکرار دارد و مخاطب ایرانی نیز از آن استقبال خواهد کرد.