مجله میدان آزادی: استاد «امیرهوشنگ جزیزاده» که از پیشکسوتان نگارگری، طراح فرش و مینیاتوریست برجسته کشور بود، صبح روز پنجشنبه ۱۸دیماه بر اثر کهولت سن در منزل شخصی خود دارفانی را وداع گفت. به همین مناسبت تکنگاری او را به قلم معصومه سلامی -طراح و پژوهشگر حوزه طراحی و نقاشی- بخوانید:
«امیرهوشنگ جزیزاده» از مفاخر هنر ایران در عرصۀ نگارگری، طراحی نقوش اصیل ایرانی و طراحی فرش در سال ۱۳۱۲ در خانوادهای فرهنگی در اصفهان به دنیا آمد. جزیزاده که از اساتید مؤثر و بنام معاصر محسوب میشد در دورۀ حیات خود برای ارتقای هنر ایران تلاش زیادی کرد و شاگردان بسیاری پرورش داد. او در صبح روز پنجشنبه ۱۸ دی ماه ۱۴۰۴ دیده از دنیا فروبست و ایران یکی از مفاخر ماندگار هنر خود، بعد از استاد محمود فرشچیان را از دست داد.

«امیر هوشنگ جزیزاده»، هنرمند معاصر ایرانی
تربیت شاگردان مکتب معاصر اصفهان
برای شناخت «امیرهوشنگ جزیزاده» و درک نقش مهم او در هنر معاصر به ترسیم نقشۀ راه نگارگری ایران در دوران معاصر نیاز داریم. همان راهی که طی سالها زحمت و تلاش نسل به نسل از اساتید به امروز رسیده و هر هنردوستی که دغدغۀ فرهنگ ملی ایران را داشته باشد باید آن را بشناسد. این راهی است که در صد سال اخیر، زیر چکمههای مدرنسازی و تغییر ذائقه و نگاه مردم دنیا، جوانه زد و در عین برآوردن نیازهای مدرن، تلاش کرد هویت خود را فراموش نکند. اما داستان از چه قرار است؟
حتماً نام «کمالالملک» را بهعنوان مهمترین نقاش مدرن ایران شنیدهاید. بعد از کمالالملک و تأسیس مدرسۀ او با رویکرد نیمهمدرن هنری، رویکردی جدید در هنر ایران آغاز شد که رفتهرفته از هنرهای سنتی فاصله میگرفت. دیگر کمتر کسی به استقبال هنرهای لاکی و گل و مرغ میرفت و مینیاتور ایرانی صرفاً در کارگاههای کوچک و بهصورت کاملاً تقلیدگرایانه کار میشد. تا اینکه اساتید بنام در اصفهان و تهران تصمیم گرفتند با تقویت هنر سنتی ایرانی با اتکا بر نقاشی غربی و تکنیکهای بهروز، سبکی تلفیقی از سنت و مدرنیته را پایهگذاری کنند. بنابراین در این مقطع از تاریخ هنر ایران، شاهد پایهگذاری مدرسهای هنری به نام «مدرسۀ صنایع مستظرفه» هستیم. اگرچه گفته میشود یکی از دلایل تشکیل چنین مدرسهای در تهران، تربیت شاگردانی بود که تزیین کاخ تازهساز مرمر به شیوۀ کاملاً سنتی را بر عهده بگیرند اما نفس این کار، باعث تحرک و رویکرد حرفهای در نگارگری ایرانی شد. شهر اصفهان در این زمان مکتب برجستهای در نگارگری سنتی ایران داشت که اساتید آن یکی «میرزاآقا امامی» بود که بهصورت کارگاهی کار میکرد و دیگری «عیسی بهادری» که در مدرسۀ هنرهای زیبای اصفهان فعال بود.
همزمان با تأسیس آن مدرسه در تهران، اصفهان هم دچار تحولاتی رو به جلو شد. ازجمله ثمرات این اتفاق تربیت دو تن از مشهورترین اساتید نگارگری چند دهۀ اخیر بود؛ محمود فرشچیان و امیر هوشنگ جزیزاده. دو هنرجویی که پابهپای هم رشد کردند و هنر نگارگری را آنطور که باید و شاید به نسل امروز و هنردوستان رساندند و امروز کمتر کسی نام این دو پیشکسوت نگارگری را نشنیده و از هنر ایشان بهرهمند نشده است. دو استادی که همزمان آموختند، همزمان برای هنر اصیل ایران زندگی کردند و طعم شیرین و اصیل هنر سنتی را به ما چشاندند.
جزیزاده دربارۀ این دوستی میگفت:
«من با آقای فرشچیان همکلاس نبودم ولی هر دو محصل هنرستان هنرهای زيبا بوديم. او زودتر از من دیپلم گرفت ولی ما همچنان با هم مکاتبه داشتیم و دوستیمان ادامهدار شد. با وجود اینکه در آمریکا زندگی میکند با هم در ارتباطیم و از همدیگر خبر داریم.»
علاوهبر فرشچیان، استاد «حسین خطایی»، استاد «حسین خوشنویسزاده»، استاد «حسین اسلامیان» و استاد «رستم شیرازی» با فواصل سنی متفاوت از جزیزاده، از همدورهها و شاگردان تربیتشدۀ مکتب معاصر اصفهان به شمار میروند.
زندگی شخصی امیرهوشنگ جزیزاده
امیرهوشنگ جزیزاده سال ۱۳۱۲ خورشیدی در خانوادهای فرهنگی و اهل فضل در محلۀ بازار اصفهان و کوچۀ مسجد ذوالفقار به دنیا آمد. پدرش «محمدباقر جزیزاده» از فرهنگیان ممتاز اصفهان، مادرش معلم و پدربزرگ پدریاش «آخوند ملاکریم جزی» از مجتهدان هنردوست و حامی هنر در اصفهان بود که او را شیخ بهایی اصفهان مینامیدند. پدر جزیزاده بهدلیل ذوق هنری با دختری از خانوادهای هنرمند و از نوادگان «آقا محمدعلی مُذهّب» وصلت کرد. خاندان مادری امیرهوشنگ نسلاندرنسل تذهیبکار بودند و امروز آثار تذهیب قرآن این خاندان در موزههای بنام دنیا نگهداری میشود. بنابراین سرنوشت امیرهوشنگ همانند بسیاری از کودکان در همان دورۀ کودکی مشخص شد؛ سرنوشتی متأثر از فضایی هنری و عرفانی.
جزیزاده از کودکی استعداد زیادی در طراحی و نقاشی داشت. او دورۀ ابتدایی را در مدرسۀ پهلوی زیر نظر استاد «نیکزاد» و «حسین ریایی» گذراند و در هفتسالگی زیر نظر «محمود تذهیبی» به نقاشی پرداخت. بعد از آن نزد شاهزادهای قجری به نام «محمدطاهر صفا» رفت اما خیلی زود متوجه شد که صفا نمیتواند چیزی به او آموزش دهد. سپس به کارگاه استاد «حاج مصورالملکی» رفت که از دوستان آقا محمدعلی مذهب (پدربزرگ مادری امیرهوشنگ) بود. او دربارۀ تجربۀ این دوره میگوید:
«حاج مصور هنرمند بود اما معلم نبود. مثلاً به من یک اژدها میداد و میگفت بکش. در حالیکه من باید برای کشیدن تصویر اژدها یک ماه تمرین میکردم تا بتوانم دست و پا و دم و همۀ قسمتهایش را بکشم. مثل این بود که دیوان مولوی را جلوی بچهای باز کنید و به او بگویید بخوان! برایش خیلی سنگین است. من سالها معلم بودم و میدانم که روش تعلیم و تربیت چیست. برای معلمی آموزش دیدم و در آموختن نقاشی به شاگردهایم از طرحهای ساده شروع میکنم تا به دشوار برسم.»
او در سیزده یا چهاردهسالگی در کنار استاد «جواد رستم شیرازی» به این هنر ادامه داد. او که از شاگردان پدر جزیزاده در «مدرسۀ علمیۀ» مسجد رحیمخان در خیابان شاه بود، جزیزاده را با خود به چهلستون برد که مشغول مرمت آنجا بود. جزیزاده دربارۀ این تجربه میگوید:
«گویا در آنجا وارد بهشت شده بودم. دیوار و نقاشی و سالن و همه چیز برای کار فراهم بود. صبحها به چهلستون میرفتم. ظهرها بعد از کار با دوچرخه به خانۀ او میرفتم و برایش ناهار میآوردم و تا شب، حدود ساعت ده آنجا بودم.»
بعد از پایان این دوره سال ۱۳۲۸ زمانی که در دبیرستان سعدی اصفهان مشغول تحصیل بود، (دبیرستانی که سازندهاش موسیو گدار، بهترین معمار فرانسوی بود) بهواسطۀ استعداد زیادش، «عیسیخان بهادری» (نگارگر مؤثر در هنر نگارگری معاصر اصفهان) او را به هنرستان هنرهای زیبای اصفهان دعوت کرد و دورۀ متوسطۀ ششساله را چهارساله تا سال ۱۳۳۲ در آنجا گذراند. جزیزاده حدود بیست سال از وجود استاد بهادری در طراحی فرش بهرهمند بود و از این بابت جزو خوشاقبالان این عرصه به شمار میرود.
بعد از طی دورۀ هنرستان، بهواسطۀ تحصیل در هنرستان اختصاصی و معلم فیزیکش در دبیرستان سعدی به نام بهاصدری (که بعدها رئیس آموزش و پرورش شد)، بلافاصله به تدریس نقاشی در این دبیرستان دعوت شد. جزیزاده فقط یک سال از شاگردان آنجا بزرگتر بود. او بدون کنکور وارد دانشگاه شد و بعد از تحصیل در دانشگاه به استخدام آموزش و پرورش درآمد. بعد از دورۀ چهارسالۀ تدریس در دبیرستان سعدی، در هنرستان هنرهای زیبا به تدریس آناتومی، پرسپکتیو و طراحی که از درسهای اختصاصی هنرستان بود، پرداخت. برای تدریس این رشته، او به درک زبان انگلیسی و آشنایی بیشتر با هنر غربی نیاز داشت. همزمان یکی از تابلوهای او را محمدرضاشاه به ملکۀ انگلیس هدیه داد. بنابراین در سال ۱۳۴۱ از بورس تحصیلی که بهواسطۀ قدردانی ملکۀ انگلیس به او داده شد استفاده کرد و در كالج هنری لندن (Honsey) و كالج سلطنتی (Royal College) بهمدت هفت ماه به طراحی و نقاشی مشغول شد.
پس از بازگشت از انگلستان، مدتی در كشورهای هلند، بلژيك، سوئيس، ايتاليا، اتريش و تركيه اقامت داشت و از موزهها و تالارهای هنری بازديد كرد و با دستی پر به وطن برگشت.
او در هنرستان هنرهای زیبا (بهمدت بیست سال)، دانشکدۀ هنر و معماری یزد، دانشگاه پردیس و دانشگاه نجفآباد در رشتۀ نقشه فرش، تدریس کرد. جزیزاده بعد از سالها تربیت خالصانه و دلسوزانۀ هنرجویان ممتاز و پس از انقلاب اسلامی، مدتی سرپرست هنرستان هنرهای زيبا بود و بالاخره پس از چهل سال تلاش هنری در ۱۳۷۷ بازنشسته شد.

«امیرهوشنگ جزیزاده» (۱۳۱۲ – ۱۴۰۴)
سبک کاری امیرهوشنگ جزیزاده
بهطور کلی سبک استاد جزیزاده را باید متأثر از چند گرایش متفاوت دید. او همزمان که به طراحی فرش گرایش دارد، از هنر مکاتب قدیم مانند تبریز و اصفهان و آموختههایش از استاد جواد رستم شیرازی و میرزاآقا امامی و حاج مصورالملکی استفاده میکند. ترسیم نقش پررنگ اژدها به تقلید از استادان نگارگری خود ازجملۀ این تأثیرات است. اژدها در فرهنگ باستانی ایران و دین زرتشتی نماد شیطان در دوزخ تعبیر میشود. طبق متون کهن فارسی اژدها شکلی مارگونه و زشت با دمی بلند، پنجههای شیرمانند، بالی عقابگونه و آتشی در دهان و تاجی شبیه خروس و دندانهایی به قطر بازوی پهلوانان دارد. گرچه استاد جزیزاده این تصویر را متأثر از ورود سبک چینی به هنر ایران میداند اما همچون اساتید خود، آن را در معنای کهن ایرانی به کار میگیرد.
به همین دلیل اژدهای او، همواره بدون آتش دهان اما با همۀ خصوصیات بالاست که مدام در تصاویر مختلف با حیوانات در گرفت و گیر و مبارزه است. حیواناتی که نشان از علاقۀ جزیزاده به طبیعت و احترام او به خلقت هستند.
همچنین آشنایی جزیزاده با هنر غرب و روحیۀ طناز او که از خصوصیات اهالی اصفهان است، بر سبک و سیاق آثارش اثرگذار بوده است.

طرح اژدها ، کشیده شده توسط «امیرهوشنگ جزیزاده»
از دیگر خصوصیات سبک هوشنگ جزیزاده، تأمل فراوان در نحوۀ بیان مفهوم و اهمیت طراحی است. بیشتر طراحان نگارگری موضوعی را که برداشت میکنند بهصورت انتزاعی به تصویر میکشند، اما جزیزاده به برداشتی هوشمندانه و لایهایتر از آثار بهخصوص در ادبیات قائل است. برای مثال در گالری خصوصی او و با بررسی آثارش شاهد رشد و پیشرفت آناتومی اژدها هستیم که جزیزاده در هر مرحله با پژوهش بیشتر بدان دست پیدا کرده است. مثال دیگر نگارۀ زال و سیمرغ است که نشاندهندۀ برداشت شخصی و تأمل فردی او در شعر فردوسی است. علیرغم اینکه هنرمندان دیگر سیمرغ را همواره نگهدار زال میدانند، جزیزاده کوه را بهعنوان نگهدار زال ترسیم کرده است.
دربارۀ حساسیت او به آثارش باید گفت که او حتی مدتی بعد از تمام شدن کار، اثر را از قاب بیرون میآورد و تغییراتی تکنیکی را در آن وارد میکرد و به گفتۀ خودش هرگز بعدِ عبور از یک کار، از آن راضی و خرسند نبوده و هر بار تلاش میکرد در اثر بعدی بیشتر رشد کند. شاید این را باید نشانۀ کمالگرایی جزیزاده دانست.
بهطور کلی سبک کاری جزیزاده تلفیق مهارت هنری، تجربه، عشق و خلاقیتی است که او در نه دهه زندگی به دست آورد و او را به استادی بیبدیل و غیرقابل جایگزین در گرایش کاری خود تبدیل کرد.
آثار ماندگار امیرهوشنگ جزیزاده
انتخاب بهترین اثر یک هنرمند که در چندین شاخه از هنرهای تجسمی همچون قلمزنی، قالیبافی، خاتمکاری، منبت، آرایههای معماری و کاشیکاری فعال بوده کار بسیار سختی است. با اینحال میتوان به برخی از آثار معروفتر استاد جزیزاده اشاره کرد. ازجمله:
- «چشم دل باز کن»
- «بادهفروشان»
- «مرد و خروس»
- «دو دلداده»
همچنین طراحی كاشیكاریهای سردر هتل عباسی و نمای خارجی آن كه تماماً به دست خود او انجام گرفته و تزیینات داخلی هتل عباسی که شاگردانش انجام دادهاند.
بهجز آن جزیزاده ازجمله کسانی بود که در تزیین بنای آرامگاه صائب شرکت داشت و هنرستان میبد یزد را هم بنا کرد.
استاد جزیزاده علاوهبر تدريس در مراكز عالی هنری و شركت در نمايشگاههای بينالمللی، چند سالی در خدمت به آستان قدس رضوی به طراحی، تزیين و تعمير كاشی و فرش و كارهای سنتی مشغول بود. مثلاً کاشیکاریهای صحن رضوی یادگار این هنرمند است. او از این دوره همواره بهعنوان بهترین دورۀ عمر هنری خود یاد میکرد. همۀ این آثار نشاندهندۀ تسلط جزیزاده به هندسه، رنگ و هنر ایرانی است. ازجمله آثار او در حرم رضوی تصویر دو سیمرغ است که استاد فرشچیان از آن اینطور یاد میکند:
«کارهای هوشنگ جزیزاده آدم را به حیرت وامیدارد، بهخصوص دو تابلوی سیمرغی که در حرم امام رضا(ع) از او وجود دارد.»
او در واکنش دوست و همراه قدیمی خود دربارۀ آثارش گفته است:
«اگر مغرور بشوم دیگر کارم پیش نمیرود. شبها کتاب هنری را جلوی خودم میگذارم و مطالعه میکنم. حتی سینیهایی کار کردم که خودم طرحش را دادم و استاد قلمزنی کرده است. من از صنایع دستی لذت میبرم. باید لحظه به لحظه با زمان بالا بروم. اگر کار نکنم از هنر عقب میافتم. شبها مدام طراحی میکنم و به آنچه تا امروز انجام دادهام قانع نیستم. اگر یک روز به من بگویند این تابلویم بهترین است من همانجا میمانم.»
آثار استاد جزیزاده در كشورهای چين، آمريكا، هندوستان، ايتاليا، آلمان، الجزاير، مراكش، روسيه، هلند، فرانسه، ازبكستان، بلژيک و ژاپن به نمایش گذاشته شده است. به گفتۀ او همۀ نمایشگاههایش قبل از انقلاب در موزههای تهران برگزار میشد.
افتخارات هوشنگ جزیزاده
- مدال طلای انقلاب الجزاير
- مدال نقرۀ نمايشگاه بينالمللی بروكسل (۱۹۵۸)
- مدال هنر از كشور چين
- دیپلم افتخار از نمایشگاه «بیینال» اروپاییآسیایی استانبول ترکیه
- محل نگهداری آثار استاد امیرهوشنگ جزیزاده
- يک تابلوی مينياتور هديه به «بدئون» پادشاه بلژيک
- پنج تابلو در موزۀ هنرهای معاصر و یک تابلو در موزۀ هنرهای ملی
- و تعداد بسیار زیادی تابلوی اختصاصی كه در منزل ايشان نگهداری میشود.
مرحوم جزیزاده در زمان حیات خود ناراضی بود که موزۀ درخوری برای ارائۀ آثار هنرمندان در اصفهان وجود ندارد و به همین دلیل او ناچار بود آثار نقاشی خود را در خانه نگهداری کند. البته جزیزاده در سال ۱۴۰۲ نمایشگاهی در هنرستان هنرهای زیبای اصفهان برگزار کرد که آثارش از دهۀ پنجاه تا آن روز را نمایش میداد اما خواستۀ جزیزاده ارائۀ دائمی آثار خود و دیگر هنرمندان بود، چرا که به نمایش و شناخت هنر و حتی برگزاری کارگاههای تحلیل و ارائۀ آثار بهصورت دائمی باور داشت. اتفاقی که تاکنون رقم نخورده است. امید است که چنین فرصتی برای هنرمندان باسابقه و بینظیر اصفهان به وجود آید که هم باعث خرسندی روح استاد میشود، هم هنرجویان سراسر کشور از آثار بیبدلیل صنایع دستی اصفهان بهرهمند میشوند.
بزرگداشت استاد جزیزاده
برای تجلیل از استاد امیرهوشنگ جزیزاده و به پاس نود سال هنر و خلاقیت او، در مهرماه سال ۱۴۰۴ مراسمی با عنوان نکوداشت در عمارت سعدی اصفهان برگزار شد. در این مراسم از مستند و کتابی دربارۀ او رونمایی کردند. کتاب که شامل آثاری از استاد جزیزاده است با نام «کمال حسن» به همت «یحیی دانشبندی» و انتشارات «رواق هنر» منتشر شده است. در مراسم رونمایی از این کتاب، مقدمۀ استاد فرشچیان به شرح زیر قرائت شد:
«در زادگاهم اصفهان، هنرمندان بسیاری بوده و هستند که در مکتب اساتید برجسته تلمذ کرده و آموختهاند؛ ولی این شاگردان خودشان نیز به اساتید بزرگی تبدیل شدهاند و یکی از این بزرگان که با او بسیار حشر و نشر داشتهام امیرهوشنگ جزیزاده است. به گمانم ایشان را اول بار در حجرۀ میرزاآقا امامی دیده باشم. حجرۀ کوچک میرزا علاوهبر رفت و آمد شاگردان، محل تجمع اهل هنر و دوستداران بسیاری بود.
در هنرستان هنرهای زیبای اصفهان امیرهوشنگ جزیزاده را که ذوق و توانایی هنری بالایی داشتند، دیدم و شناختم. ایشان از همان ابتدا تبحر بالایی در طراحی داشتند و هیچگاه اثری را که زیربنای طراحیاش ایرادی داشته باشد خلق نکردهاند. اگر هنر اصیل ایرانی یا دقیقتر از آن بخواهید هنر اصیل اصفهان را بشناسید باید آثار ایشان را تماشا کنید. رفت و آمد ایشان در کارگاههای مختلف در هنرستان هنرهای زیبای اصفهان ایشان را علاقهمند به آزمودن فن خود در سایر رشتهها کرد و در کمال زیبایی آثاری در زمینههای مختلف خلق کردهاند. از زیر دست ایشان شاگردان بزرگی نیز رشد کردهاند و نامی شدهاند و این استاد زبردست طناز بیآنکه واهمهای از سختی و طولانی شدن کار داشته باشد، در هر زمینهای وارد شده و با صبر و متانت و استادی، از آن سربلند بیرون آمده است.»
در این آئین نکوداشت، از مستندی با نام «بهای عشق» رونمایی شد که پرترهای تصویری از امیرهوشنگ جزیزاده است.
در این مراسم استاد «اردشیر مجرد تاکستانی» نیز با اشاره به خاطرات خود از دیدار با استاد جزیزاده گفت:
«سالها پیش در دوران فعالیت در هنرستان و دانشگاه، آثار استاد جزیزاده برای ما همواره الهامبخش بود. رنگهای لطیف، طرحهای استوار و روح زندهای که در کارهای وی جریان دارد، از او شخصیتی متمایز و کمنظیر ساخته است. در آن دوران، بسیاری از اساتید بزرگ هنر نگارگری همچون شادروان استاد فرشچیان نیز همواره از دقت قلمگیری و ترکیببندیهای استاد جزیزاده یاد میکردند و توصیه داشتند شاگردان، آثار او را با دقت مطالعه کنند. من خود در سالهای جوانی بارها در موزۀ هنرهای ملی ایران آثار استادان پیشین را مرور میکردم و در میان همۀ آنها، طرحهای جزیزاده جایگاه ویژهای داشت. آنچه کار استاد را از دیگران متمایز میکند، قدرت طراحی و تخیل بیمرز اوست. وی نهتنها در نگارگری، بلکه در طراحی فرش، کاشی، قلمزنی و سایر هنرهای ایرانی نیز اندیشه و زیبایی را در کنار هم قرار داده است. در کارهایش ترکیبی از سنت و جسارت خلاقانه دیده میشود که کمتر هنرمندی توانسته به این توازن دست یابد.»
در همین راستا جمالینژاد، استاندار اصفهان پیشنهاد داد که بنیادی به نام بنیاد استاد امیرهوشنگ جزیزاده تأسیس شود تا آثار او گردآوری، مستندسازی و برای آموزش و پژوهش نسلهای آینده حفظ شوند. چنین بنیادی میتواند محلی برای معرفی و نمایش آثار او، حمایت از شاگردان و هنرمندان پیرو سبک نگارگری ایرانی و برگزاری کارگاههای تخصصی باشد.

کتاب «من یک نگارگرم»، نوشتۀ «زینب اسماعیلی»
کتابشناسی استاد امیرهوشنگ جزیزاده
به جز کتاب «کمال حسن»، کتابی به نام «من یک نگارگرم» به سفارش مرکز آفرینشهای ادبی قلمستان و به قلم «زینب اسماعیلی» منتشر شده که زندگینامۀ داستانی این چهرۀ ماندگار است. این کتاب بیست و هشت فصل دارد و از دل ساعتها گفتوگو با جزیزاده متولد شده است.