چهارشنبه 14 مرداد 1405 / خواندن: 3 دقيقه
پرونده «هنر و ادبیات ضدآمریکایی» | صفحه‌ی چهارم

یادداشت: نگاهی به کتاب «حکایت‌های مریخ» نوشته «ری بردبری»

داستان «باران ملایم خواهد بارید»¹ از مجموعه داستان‌های «حکایت‌های مریخ»² نوشته «رِی برَدبری»³ که در ابتدای این نوشته، آغازش را از ترجمه «مهدی بُنواری» از بردبری (یا به قول بُنواری برادبری) آوردیم، هفتاد و شش سال پیش در ماه مه ۱۹۵۰ (خرداد ۱۳۲۹) منتشر شد (انتشار ترجمه: ۱۳۹۱). حوادث این داستان در روز ۴ اوت ۲۰۲۶، مانند چنین روزهایی، در خانه‌ای اتفاق می‌افتد که به طرز معجزه‌آسایی پس از حملات اتمی به شهر (خیالیِ) آلِندِیل (در ایالت کالیفرنیا) برپا باقی مانده‌است.

5
یادداشت: نگاهی به کتاب «حکایت‌های مریخ» نوشته «ری بردبری»

مجله میدان آزادی: در جدیدترین صفحه از پرونده «هنر و ادبیات ضدآمریکایی» و همزمان با سالروز جنایت فراموش‌نشدنی آمریکا در هیروشیما و ناکازاکی، یادداشتی درباره داستان «باران ملایم خواهد بارید» از مجموعه داستان‌های «حکایت‌های مریخ» نوشته «ری بردبری»، به قلم «محمدحسین بختیاری» -مترجم و کارشناس ارشد مطالعات روسیه- در ادامه بخوانید:
 

«امروز ۵ اوت ۲۰۲۶ است!»


«حکایت‌های مریخ» نوشته «ری بردبری» با ترجمه «مهدی بنواری»

بریده‌ای از کتاب «حکایت‌های مریخ» نوشته «ری بردبری»:

«‌ساعتی گویا در اتاق نشیمن آواز می‌خواند: تیک‌تاک، هفت صبح، وقت بیداری، وقت بیداری، هفت صبح! انگار بترسد که کسی خواب بماند. خانه، صبحگاه خالی مانده است. ساعت همچنان تیک‌تیک می‌کند و صدایش را در وجود خلاء تکرار می‌کند و تکرار می‌کند. هفت و نه دقیقه، وقت صبحانه، هفت و نه دقیقه!»
 

پویانمایی:

تخم مرغ روی ریل مدرجی غلت می‌خورد و به جلو می‌آید، به آخر ریل که می‌رسد دریچه‌هایی آن را از افتادن نگه‌ می‌دارند و سپس فشارش می‌دهند. تخم مرغ می‌شکند، له می‌شود و محتویات آن به داخل ماهیتابه‌ای می‌ریزد که زیر این بازوی رباتی قرار گرفته است. نیمرو جِلِز و وِلِز می‌کند و آماده می‌شود. نقاله‌ای ظرف نیمروی آماده را به روی میز غذاخوری خانه سُر می‌دهد، جایی که ظرف‌های نیمروی دیگری، دور تا دور میز قرار دارند و بازوی رباتی فلاکس چای وسط میز را پر می‌کند. 

کسی پشت میز نیست، خانه خالی است!

داستان «باران ملایم خواهد بارید»¹ از مجموعه داستان‌های «حکایت‌های مریخ»² نوشته «رِی برَدبری»³ که در ابتدای این نوشته، آغازش را از ترجمه «مهدی بُنواری» از بردبری (یا به قول بُنواری برادبری) آوردیم، هفتاد و شش سال پیش در ماه مه ۱۹۵۰ (خرداد ۱۳۲۹) منتشر شد (انتشار ترجمه: ۱۳۹۱). حوادث این داستان در روز ۴ اوت ۲۰۲۶، مانند چنین روزهایی، در خانه‌ای اتفاق می‌افتد که به طرز معجزه‌آسایی پس از حملات اتمی به شهر (خیالیِ) آلِندِیل (در ایالت کالیفرنیا) برپا باقی مانده‌است.

بنابر طرح داستان، همه ساکنان خانه در اثر انفجارهای اتمی کشته شده‌اند اما سامانه «خانه هوشمند»⁴ به کار خود ادامه می‌دهد: صبحانه را آماده می‌کند، نظافت می‌کند، شستن ظرف‌ها را انجام می‌دهد و تلاش می‌کند تا با ساکنان پیشین، که تنها رد به جامانده از آنها، اشباحی نقش بسته بر روی یکی از دیوارهای خانه بود، خوش‌و‌بش کند و ارتباط برقرار کند.

شب‌هنگام وقتی سامانه خودکار خانه را برای استراحت ساکنان آماده می‌کند، صدایی از سقف اتاق به یکی از صاحبان خانه پیشنهاد می‌کند (پیش از خواب) شعر گوش کند، اما پس از آن که پاسخی دریافت نمی‌کند، ترانه محبوب او «باران‌های ملایم خواهد بارید» سروده «سارا تیزدِیل⁵» را می‌خواند:

«باران‌های نرم خواهد بارید، بوی خاک خواهد آمد،
جیک‌جیک پرندگان چابک از سپیده‌دم تا غروب،
و غوغای شبانه قورباغه‌ها در برکه‌ها،
و شکوفه‌های درختان آلو در باغ‌های سفید کف‌آلود. توده‌ای آتشین به سمت حصار پرواز خواهد کرد،
و صدای سه‌تار سینه سرخ، طرحی زنگ‌دار خواهد بافت.
و هیچ‌کس، هیچ‌کس جنگ را به یاد نخواهد آورد -
زنده مانده و فراموش شده، هیچ فایده‌ای در جمع کردن آن نیست.
و نه پرنده و نه بید، اشکی نخواهند ریخت،
اگر نسل بشر از زمین محو شود.
و بهار... و بهار به سپیده‌دمی نو خوشامد خواهد گفت،
بی‌آنکه متوجه شود ما دیگر رفته‌ایم.»

پس از آن شاخه سوزانی از پنجره به داخل خانه می‌افتد و علی‌رغم تلاش سامانه برای فرونشاندن آتش، کل خانه می‌سوزد و خاکستر می‌شود. تنها یک دیوار سالم می‌ماند.
از دیوار، این آخرینِ صدای به‌جامانده و تنها بلند می‌شود: «خورشید دیگر خرابه دودآلود را روشن کرده»‌ و مدام تکرار می‌کند:

«امروز ۵ اوت ۲۰۲۶ است. امروز ۵ اوت ۲۰۲۶ است. امروز ۵ اوت ۲۰۲۶ است. امروز... .»

«ری داگلاس بردبری»، (زاده ۲۲ اوت ۱۹۲۰ – درگذشته ۵ ژوئن ۲۰۱۲) شاعر و نویسنده آمریکایی
«ری داگلاس بردبری»، (زاده ۲۲ اوت ۱۹۲۰ – درگذشته ۵ ژوئن ۲۰۱۲) شاعر و نویسنده آمریکایی

آن‌طور که رِی برَدبری بعدها یادآور شد، او این داستان را تحت تاثیر نگاره‌ای از دیوار خانه‌ای در هیروشیما نوشته بود، که رد قربانیان حمله اتمی ۶ اوت ۱۹۴۵ آمریکا به امپراطوری ژاپن بر روی آن افتاده بود (احتمالا پس از بخارشدن در اثر حرارت بالای انفجار بمب اتمی- م.).

استودیوی پویانمایی «اوزبِک‌فیلم»⁶ اتحاد شوروی سابق در سال ۱۹۸۴، پویانمایی «باران‌ ملایم خواهد بارید»⁷ را منتشر کرد (تماشا از یوتیوب، روتیوب) که با الهام از اثر رِی برَدبری تولید شده بود.‌ در پویانمایی شوروی اما تاریخ حوادث داستان ۳۱ دسامبر (و نه اوت) ۲۰۲۶ است. در چاپِ ۱۹۹۷ «حکایت‌های مریخ» نیز نویسنده، زمان داستان را به ۳۱ سال بعدتر، یعنی به اوت ۲۰۵۷ منتقل کرد.


پی‌نوشت:

۱. «Будет ласковый дождь» = "There Will Come Soft Rains" 
۲. цикл «Марсианские хроники» =The Martian Chronicles
۳. Рэя Брэдбери= Ray Bradbury
۴. Система «умного дома»
۵. There Will Come Soft Rains (poem)
۶. Узбекфильм
۷. мультфильм «Будет ласковый дождь»




تصاویر پیوست

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط «میدان آزادی» منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد!

نکته دان
داستان «باران ملایم خواهد بارید»¹ از مجموعه داستان‌های «حکایت‌های مریخ»² نوشته «رِی برَدبری»³ که در ابتدای این نوشته، آغازش را از ترجمه «مهدی بُنواری» از بردبری (یا به قول بُنواری برادبری) آوردیم، هفتاد و شش سال پیش در ماه مه ۱۹۵۰ (خرداد ۱۳۲۹) منتشر شد (انتشار ترجمه: ۱۳۹۱). حوادث این داستان در روز ۴ اوت ۲۰۲۶، مانند چنین روزهایی، در خانه‌ای اتفاق می‌افتد که به طرز معجزه‌آسایی پس از حملات اتمی به شهر (خیالیِ) آلِندِیل (در ایالت کالیفرنیا) برپا باقی مانده‌است.

«باران‌های نرم خواهد بارید، بوی خاک خواهد آمد،
جیک‌جیک پرندگان چابک از سپیده‌دم تا غروب،
و غوغای شبانه قورباغه‌ها در برکه‌ها،
و شکوفه‌های درختان آلو در باغ‌های سفید کف‌آلود. توده‌ای آتشین به سمت حصار پرواز خواهد کرد،
و صدای سه‌تار سینه سرخ، طرحی زنگ‌دار خواهد بافت.
و هیچ‌کس، هیچ‌کس جنگ را به یاد نخواهد آورد -
زنده مانده و فراموش شده، هیچ فایده‌ای در جمع کردن آن نیست.
و نه پرنده و نه بید، اشکی نخواهند ریخت،
اگر نسل بشر از زمین محو شود.
و بهار... و بهار به سپیده‌دمی نو خوشامد خواهد گفت،
بی‌آنکه متوجه شود ما دیگر رفته‌ایم.»

مطالب مرتبط
cover
هیچ قطعه ای انتخاب نشده پادکست
0:00 0:00