این فیلم کاملا فیلم تمیز و درستیه، شخصیت‌پردازی هم دقیقه ولی برای شخص من خیلی پایان‌بندی دردناکی داشت. یعنی کلا به فضای روحیم نمی‌خورد. من ترجیح میدم فضای کارهای نعمت‌الله یه چیزی باشه مثل وضعیت سفید که قحطی و سختی و غصه‌‌های دوره جنگ رو فانتزی و شاد نشون میده. حتی رگ خواب هم با اینکه تلخ بود ولی پایان‌بندی طوری بود که چون شخصیت بیدار می‌شد آدم بهتر دوستش داشت اما شعله‌ور واقعا تا ته استحاله یه آدم میره، حتی رابطه پر از کینه پدر و پسری، همه زیادی دردناکه. برای هرکس با هر شرایط روحی خوب نیست.

...بیشتر

برای ثبت دیدگاه باید وارد سایت شوید

خیلی ضعیف و از نرگس آبیار بعید بود ساخت چنین فیلم بیخودی. درسته که مثل همیشه قاب‌ها رو قشنگ بسته بود ولی فیلمنامه آشغال بود، نه اجتماعی، نه روشنفکری، نه فمینیستی، نه دردمند. تازه من نمی‌دونم چه اصراری داره که آدم‌های فقیر رو زشت و بی‌ریخت و بدبخت نشون بده. کلا به نظر من نرگس آبیار بعد از ساخت ابلق یک سقوط در فیلمسازیش کرد، هم سووشون و هم بامداد خمار بی‌روح بودند. ردپای نرگس آبیار شبی که ماه کانل شد و نفس و شیار رو نداشتند.

...بیشتر

برای ثبت دیدگاه باید وارد سایت شوید

من انتقاداتی که به فرم و ساختار فیلم میشه رو درست نمی‌دونم. اصل اینه که این فیلم قصه داشت. قصه همراه با انتخاب بازیگر و بازی‌های درخشان. هر آدمی با هر سن و سال و عقیده و خاستگاهی، جایی برای خودش در این فیلم پیدا می‌کرد. از حاشیه‌تشینی در کرج تا باغ‌های انار و خونه‌های بزرگ و خطرت‌برانگیز یزد تا غربتی‌نشینی در تهران تا آدم‌های عشق کتاب تا .... همه اینها واقعا برجسته بود. از همه مهم‌تر این فیلم بسیار ضدجنگ بود و اصلا به نظر من به همین خاطر در اسکار پذیرفته نشد؛ چون جنگی که بر علیه ما راه افتاده بود رو تقبیح می‌کرد.

...بیشتر

برای ثبت دیدگاه باید وارد سایت شوید

واقعا نرگس آبیار خطرات زیادی رو به جون خرید و تهدیدات زیادی رو از سر گذروند برای ساخت این فیلم. قبلش هیچ کارگردان مردی زیر بار ساخت این فیلمنامه نرفته بود چون هنوز موضوع ریگی و ناامنی‌ای که گروهکش درست می‌کردند بسیار داغ و تازه بود. فضاسازی فیلم و بازی‌ها عالی. درآوردن صحنه‌ای که عبدالمالک در بازار، زن‌ها رو از ماشین پیاده می‌کنه، عالی بود. من تری واقعی رو اونجا تجربه کردم. واقعا وقتی عبدالمالک اومد انگار آخر دنیا بود. شخصیت دایی و مادر عالی بود. ان‌شاالله برسه به روح دو شهیدی که فیلم بر اساس زندگی اونها ساخته شده.

...بیشتر

برای ثبت دیدگاه باید وارد سایت شوید

درباره بزرگترین، ناشناخته‌ترین، چسبنده‌ترین و تبدیل‌شونده‌ترین حس انسانی یعنی ترس! ترس نهادینه‌شده. ترسی که با دارو و درمان و تراپی کنار نمی‌رود. ترسی که با تزهایی چون "ترس ناشی از عدم شناخت است و با شناخت کافی، ترس از بین می‌رود" یا مثلا "ترس، نقطه مقابل ایمان است و باید آسمان داشت" و .... از بین نمی‌رود. این ترس آنقدر عمیق می‌شود و آنقدر پیش‌ می‌آید تا چون سیاهچاله تو را به درون خود بکشد.

...بیشتر

برای ثبت دیدگاه باید وارد سایت شوید

مرثیه‌ای برای یک رویا رو اول با شنیدن موسیقی تحسین‌برانگیز و تکرارنشدنی‌ش شناختم. بعدا فیلم رو دیدم. شاید بشه گفت از بهترین فیلم‌هایی هست که درباره اعتیاد ساخته شده اما میشه گفت اعتیاد فقط ظاهر کاره و این فیلم کلا داره به یک ساختار ایراد می‌گیره. ساختاری که بر دیدن و دیده شدن بنا شده، بر مسابقات استعدادیابی، بر ستاره شدن، بر ارزش‌گذاری آدم‌ها با پول ولو پول یک شبه. ساختاری که آدم‌های خارج از دایره ثروت و قدرت، رو به حاشیه می‌رونه و پاسخش به تلاش‌های اونها برای نه وارد شدن که حتی نزدیک شدن به این دایره، له شدن و نابودی مطلقه. مرثیه‌ای بر یک رویا، مرثیه‌ای بر یک استحاله است.

...بیشتر

برای ثبت دیدگاه باید وارد سایت شوید

ترکیب بازیگران، قصه زوج‌های عاطفی فیلم، از اولویت افتادن مرگ نزدیک جهان حتی توسط دخترش، اجرای موسیقی و نمایش زنده وسط فیلم و در آخر، رقص و مرگ جهان، ترکیب عجیب و فراموش‌نشدنی‌ای داشت.

...بیشتر

برای ثبت دیدگاه باید وارد سایت شوید

پژمان چند نکته داشت که از باقی طنزها متمایز کرده بودش: . معرفی یک فوتبالیستی که در عرصه هنر، استعداد بهتری از خودش نشون داد . معرفی زوج طنز پژمان جمشیدی و سام درخشانی . اولین سریال ژانر طنز ورزشی ایران . پرداختن به مسائل اجتماعی و فرهنگی و محیط زیست و خانوادگی در میان ژانر طنز ورزشی . آمار رضایت خیلی بالای مخاطبان از سریال . راه رفتن روی لبه مستند و خیال. درواقع مخاطب بارها به شک میفته که این‌ها تألمات و سرخوردگی‌های زندگی واقعی پژمان جمشیدیه یا اینکه واقعا فیلمه؟! احتمالا بخشی از این موضوع رو به بازی خوب پژمان مدیونیم. . همکاری برادران قاسم‌خانی با سروش صحت هم که نتیجه بسیار درخشانی داشت و دیگه نیاز به گفتنش نیست.

...بیشتر

برای ثبت دیدگاه باید وارد سایت شوید

شمعدونی واقعا جزو سریال‌های درجه یک طنز تلویزیون و طنز سروش صحت بود. حتا موتیف‌هایی ازش در سریال‌های بعدی صحت تکرار شد. من خودم به شخصه انتقاد خاصی ندیدم به این سریال فقط بعضی‌ها خیلی ایراد می‌گرفتند که اون پسربچه که نگار عابدی نقش مادرش رو بازی می‌کرد زیادی بی‌ادبه و بدآموزی داره. ولی از نظر من این‌طور نبود و این یه ایراد بنی‌اسرائیلی بود! و اینکه اگر بخوایم از نوع طنزش بگیم طنز موقعیت خانوادگی بهترین گزینه است. طنز موقعیت خانوادگی که بعدا در ساختمان پزشکان، لیسانسه‌ها و تا حدی هم پژمان به نحوی تکرار شد. طنز موقعیت خانوادگی که معمولا نشأت گرفته از یرخوردگی‌های عاطفی و روانی یک فرده.

...بیشتر

برای ثبت دیدگاه باید وارد سایت شوید

تا ابد جزو لیست برترین‌های آی‌دی‌بی

برای ثبت دیدگاه باید وارد سایت شوید

چیزی که از فیلم دیدن دوست دارم همین است: غیرقابل پیش‌بینی بودن. شروع هیجان‌انگیز و پایان غیرمنتظره. از لحاظ فیلمنامه جزو کارهایی است که کاملا برایش زمان صرف شده و مغز مصرف شده!!!

...بیشتر

برای ثبت دیدگاه باید وارد سایت شوید

یکی از آثار بسیار سرحوصله اسکورسیزی. سه ساعت تمام قصه صفر تا صد یک نسل یا نسل‌کشی را روایت می‌کند اما طوری که تلخی آن گزنده و غیرقابل تحمل نباشد. جالب اینکه داستان بر اساس مستندات واقعی است و با یک سرچ در ویکی پدیا می‌توان ما به ازای شخصیت‌های اصلی را پیدا کرد. بزرگترین جیزی که در بازیگران این فیلم دوست داشتم نقش اصلی زن فیلم است که اسکورسیزی ریسک استفاده از بازیگر غیرحرفه‌ای و غیرمعروف را به جان خرید و بسیار موفقیت‌آمیز بود.

...بیشتر

برای ثبت دیدگاه باید وارد سایت شوید

سینما به معنای واقعی کلمه، سینما آن‌طور که باید باشد. یادش بخیر وقتی فیلم هفت نقل محافل سینمایی ایران و جهان بود، تمام مجلات سینمایی ما پر شده بود از اینکه مدیر فیلمبرداری آن یک ایرانی است: داریوش خنجی. و اینطور ما ایرانی‌ها خودمان را در افتخارات فیلم هفت سهیم می‌کردیم!

...بیشتر

برای ثبت دیدگاه باید وارد سایت شوید

کار از نظر هنری، پالت رنگی، فضاسازی، گریم و طراحی صحنه واقعا بدون عیب و نقص عمل کرده بود. سوژه هم واقعا سوژه جدیدی بود. سوژه‌ای که تماشاگران فیلم رو غافلگیر کرد و کاملا ظرفیت زمان طولانی فیلم رو داشت. با این‌حال برای تماشا با خانواده بهتره از نسخه پالایش شده استفاده بشه.

...بیشتر

برای ثبت دیدگاه باید وارد سایت شوید

ارتباط گرفتن با تک سریال سروش صحت در شبکه نمایش خانگی اصلا کار آسانی نیست. ریتم خییییلی کند مهم‌ترین مقصر این قضیه است. با این‌حال نمی‌توان گفت سریال ضعیفی است. به فراگیری لیسانسه‌ها و پژمان و ساختمان پزشکان نیست اما نشانه‌هایی از ژانر فانتزی دارد که جدید است. از لحاظ طنز موقعیت، نسبتا قابل قبول و از لحاظ طنز کلامی، جاهایی کم می‌آورد. شاید یک تدوین بی‌رحمانه و کوتاه کردن سکانس‌های کشدار، کار را نجات دهد.

...بیشتر

برای ثبت دیدگاه باید وارد سایت شوید

رگ خواب چند ویژگی شاخص دارد: اول اینکه یکی از مهم‌ترین و پرنفوذترین پدران غایب سینمای ایران را دارد. دوم اینکه به شکل کاملا حساب شده و بدون بزرگ‌نمایی به معضلات زنان بعد از طلاق می‌پردازد. سوم اینکه روند تغییر شخصیت‌ها از خام به پخته و از مثبت به منفی را به بهترین شکل نشان می‌دهد. چهارم که مهم‌ترین ام هست اینکه با وجود روند اضمحلال شخصیت(های) اصلی فیلم، وقتی فیلم تمام می‌شود متوجه می‌شویم حالمان به طرز خوبی بد شده است. هیچکس مثل حمید نعمت‌اله نمی‌تواند به این خوبی حال مخاطبانش را بد کند!

...بیشتر

برای ثبت دیدگاه باید وارد سایت شوید

در فیلم اسکورت یوسف حاتمی‌کیا، هرچند هم که او سعی کرده باشد از زیر سایه پدر بیرون بیاید، ردپای پدر دیده می‌شود‌. مخصوصا فیلم خروج و البته تا حدی شاید بادیگارد. با این‌حال، اسکورت فیلم قابل احترامی است و اینکه توانست در ایام جشنواره، سانس ویژه بگیرد یعنی اینکه یوسف حاتمی‌کیا قدمش را درست برداشته است. ولو اینکه در هرحال نام پدر، در اقبال سینمایی او بی‌تاثیر نباشد.

...بیشتر

برای ثبت دیدگاه باید وارد سایت شوید

محمد داودی تا قبل از اکران اردوبهشت، همه جا به عنوان نویسنده قصرشیرین و نگهبان شب شناخته می‌شد. دو اثر تحسین‌شده از میرکریمی. البته او وقتی کنار قرائی قرار گرفت فیلم ضعیف و شعاری بی‌همه‌چیز را نوشت که همه آن را به حساب قرائی گذاشتند. اما فیلم ضعیف و پایین‌تر از استاندارد اردوبهشت نشان داد قرار گرفتن زیر سایه یک کارگردان مولف مانند میرکریمی، چقدر در زندگی حرفه‌ای و خلق آثار خوب، برای محمد داودی موثر بوده است و چه بسا تمام آن فیلمنامه‌های خوب که به اسم داودی تمام شده، زیر سر و سایه میرکریمی باشد! کاش داودی به میرکریمی برگردد!

...بیشتر

برای ثبت دیدگاه باید وارد سایت شوید

بعد از تماشای دختر پری خانوم، مخاطبان دو دسته بودند: یا از پری خانوم بدشان آمده بود و یا خیلی هم بدشان نیامده بود. دسته اول آنها بودند که سینمای معتمدی را با سومين اثرش آغاز کرده بودند و دسته دوم آنها بودند که دو کار قبلی معتمدی را دنبال کرده بودند. دسته اول معمولا توی ذوقشان خورده بود که معتمدی معتمدی که تعریفش را می کردند همین بود! و دسته دوم چون به اتفاق، دو کار قبلی معتمدی را دوست داشتند، همدلی بیشتری با فیلم سومش داشتند. فیلمی که در آن باز هم کارگردان تکه‌پاره‌های خودش در سوگ و عشق را جمع کرده و کنار هم گذاشته و با دختر پری خانوم بیرونش داده بود. بنابراین اگر شما می‌خواهید دختر پری خانوم را به عنوان اولین فیلم علیرضا معتمدی ببینید اشتباه می‌کنید! سینمای معتمدی یک سلسله مراتبی دارد که حتما باید رعایت شود یعنی از رضا شروع شود، با چرا گریه نمی‌کنی اوج بگیرد و در دختر پری خانوم به فرود نزدیک شود.

...بیشتر

برای ثبت دیدگاه باید وارد سایت شوید

ستایش به خاطر فرمول همیشگی "یک زن که می‌خواهد در برابر ملایمات ایستادگی کند و خانواده‌اش را نجات دهد" و هم به خاطر ساعت پخش عالی یعنی جمعه شب‌ها و هم به خاطر طولانی بودن و پر گردن اوقات سرگرمی، نصف راه جذب کردن مخاطب را رفته است. باقی اوصاف فیلم اما تعریفی ندارد. مثل اغلب کارهای سهیلی چند پارامتر مخاطب جذب‌کن که البته بیشتر شکنجه مخاطب است در فیلم می‌گنجاند و شبکه هم که خالی است، مردم مجبورند ببینند. فیلمنامه اوضاع خوبی ندارد. چون در دهه شصت بود می‌شد این اعتراض به قانون عدم واگذاری حضانت به فرزند مادر، یک راه درست برود و به یک پایان‌بندی درست برسد. می‌شد اعتراض به این قانون یا بررسی همه جانبه آن باشد. اما اینطور نشد. سه فصل پی‌درپی ریختن غم و غصه و بازی با اعصاب ملت، آخرش هم نه فکری به حال زنان شد، نه قانون، نه کودکان آسیب دیده از این قانون و نه هیچ ... تا حدودی بازی داریوش ارجمند تبدیل به تیپ شد و این یعنی در کارش موفق بوده. باقی بازی‌ها البته بسیار معمولی بود که به خاطر ضعف فیلم‌نامه است. اما بازیگر نقش اصلی یعنی نرگس محمدی هم اصلا خوب نبود. اصلا. این حرف‌ها هم فایده‌ای ندارد چون مدام از این تیپ کارها ساخته می‌شود.

...بیشتر

برای ثبت دیدگاه باید وارد سایت شوید

امروز تیتر صفحه اول روزنامه جام‌جم این بود: طوبی؛ روایت قهرمان زن ایرانی. مشک آنست که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید. هرچه از سازندگان در مطالب انتقادی مختلف پرسیده میشه بر اساس چه شاخصه‌هایی طوبی قهرمانه جوابی نمیاد و فقط با انبوه مطالب سفارشی سعی دارند طوبی رو گنده کنند. طوبی حتا نتونست نصف مخاطبان ستایش رو که از زردترین سریال‌های تلویزیون بود جذب کنه. در طوبی کمترین المان‌ها رعایت نشده بود. از انتخاب یک خانم با سه کیلو بوتاکس روی صورت و دماغ نوک تیز عمل کرده تا طراحی صحنه مرده و .... درباره داستان مرگ و میرها و حماقت و بعد دست و پاچلفتی‌بازی‌های طوبی هم که به احترام زمان خودم و حرمت کلمات سکوت می‌کنم. اگر روزنامه مال من بود بعد از پخش قسمت آخر طوبی تیتر می‌زدم: طوبی موش زایید!

...بیشتر

برای ثبت دیدگاه باید وارد سایت شوید

من با قورباغه هیچ همزادپنداری‌ای پیدا نکردم. نه با داستانش، نه با فضاسازی‌اش و نه با بازی‌های بازیگرانش که اتفاقا به بدتر شدن اوضاع کمک کرده بود. واقعا خسته شدیم از بس صابر ابر روی فیلم‌ها نریشن گفت و با قیافه بی روح و لحن یکنواخت خواب‌آور جملات قصار گفت. فرقی نمیکنه چه فیلم و سریال و چه ژانر و نقشی باشه، همه رو یکنواخت و یکسان ادا می‌کنه و بیشترشون هم روی کار نمیشینه. خسته شدیم از بس کارگردان‌ها بازی نوید محمدزاده رو برای رلی خارج از نقش‌های فلاکت و بدبختی امتحان کردند و شکست خوردند و درس نگرفتند (و تو قورباغه اوضاع بازیش فاجعه‌تر بود). قورباغه یه سری خرده بازی یا بازی نقش‌های فرعی خوب داره ولی اصلیا خوب نیستند. ضمن اینکه یه سری صحنه‌های دردناک داره که به نظر من به جز مثبت 18 بودن کلا باید بگن اگه ناراحتی قلبی یا اعصاب و روان دارید نبینید. مثلاً صحنه آتش زدن سروش. واقعا منزجر کننده بود.

...بیشتر

برای ثبت دیدگاه باید وارد سایت شوید

1899 _ سمینار بازرگانی خلاق. سارا گفت : اسمش جدید است ولی درواقع با همین سمینارهای توسعه‌ی مهارت‌های فردی زیاد فرق ندارد. اساسا یک دوره‌ی شست‌وشوی مغزی تند و فی‌البداهه است که روی کارمندهای عادی شرکت‌ها تمرکز می‌کند. به جای کتاب مقدس کتابچه‌های آموزشی می‌خوانند و ترفیع و افزایش حقوق برایشان معادل رستگاری و بهشت است. یک دین جدید برای دورانی پراگماتیک. و البته خالی از هر جور عناصر فراتجربی مثل چیزهایی که توی دین پیدا می‌شود. همه چیز تئوریزه شده، دیجیتال. همه چیز خیلی شفاف، درکش هم ساده. آدم‌هایی هم که این سمینارها بهشان انگیزه‌های مثبت می‌دهند کم نیستند. ولی واقعیت سرجای خودش هست و آن اینکه این برنامه‌ها چیزی بیشتر از معجون هیپنوتیزم و سیستم فکری که به اهداف شرکت‌هاشان می‌خورد نیست، آش شله‌قلمکاری از چندتا نظریه و آمار به‌دردبخور به حال شرکت‌ها. پ.ن: بریده‌ای از کتاب سوکورو تازاکی بی رنگ و سال‌های زیارتش به قلم موراکامی. کتابی که من فکر می‌کنم مشکلات ترجمه و البته سانسور نگذاشت ازش آنچنان لذت ببرم. رنگ در زبان و اسامی و کلمات ژاپنی خیییلی مهمه و مدام به کار برده میشه و به نظر من در ترجمه، این مورد نتونسته به خواننده منتقل بشه. ضمن اینکه سانسور خواب‌های سوکورو درباره دوستان دوره نوجوانی‌اش هم به متن ضربه زده.

...بیشتر

برای ثبت دیدگاه باید وارد سایت شوید

یاغی در کل خیلی خوش ساخته اما هر چقدر محمد کارت شناخت و تسلط و مهارت و تجربه زیسته داشته برای نشون دادن طبقه‌های پایین اجتماع و فقر و .... انگار هیچ ذهنیتی برای نشون دادن ته ثروتمندی نداشته. ته ثروتمندی بهمن خان و زنش آب پرتقال گرفتن برای صبحونه است! اما با این‌حال خوش ساخته و استفاده از علی شادمان که فعلا ثابت کرده توی نسل جدید بازیگرها، خیلی توانمنده و شاید تنها ستاره بین همسن و سالانش باشه، برگ برنده این سریاله.

...بیشتر

برای ثبت دیدگاه باید وارد سایت شوید

من هرچه در انتهای شب رو می‌دیدم خیلی پیگیری جدی نمی‌کردم و ناخودآگاه ایگنور می‌کردم. فکر می‌کردم همه چیز خیلی تکراریه. گذشت تا رسیدیم به قسمتی که حکیمه اعتراف می کنه یه توده در سینه‌اش داره. اونجا یه جرقه‌ای برام زده شد. من به جلسات گروه درمانی می‌رفتم و در یک جلسه کوچیک سه نفر از خانم‌ها در سینه‌شون توده داشتند. خودشون می‌گفتند گرچه علمی ثابت نشده ولی مال غصه خوردن از تنهاییه. وقتی توی فیلم، حکیمه که تنها بود گفت توده در سینه داره یکدفعه فهمیدم چرا این فیلم رو ایگنور می‌کنم؛ این فیلم اونقدرررررر به واقعیت نزدیک شده که مثل هوا، مثل پلک چشم دیگه دیده نمیشه. واقعا پناهنده برای این کار خیییلی ریز و جزئی تحقیق کرده و نتیجه‌گیری هم درست بوده.

...بیشتر

برای ثبت دیدگاه باید وارد سایت شوید