یک رفیقی میگفت در تاجیکستان به کسی که بلیط قطار را نگاه میکند میگویند نگران. این که در افغانستان به پرستار میگویند نگران و در ایران به کسی که دلواپس است همین کلمه را میگویند نشانه قدرت شگرفی است که در زبان فارسی وجود دارد و از این لحاظ انتخاب کارگردان قابل تقدیر است.
اما یک ضعف شناختی مهم در فیلم این است که آیا خودکشی لیلا در داستان واقعا پذیرفتنی است؟
در رمان "طاعون" آلبر کامو ما یک شخصیت شبیه لیلا داریم به نام کتار. او هم از لحاظ اخلاقی خودش را مجرم میداند ولی وقتی طاعون فراگیر میشود و همه نگران خطر مرگ هستند او خوشحال و آرام است چون جرم اخلاقی او کمرنگ تر جلوه میکند. انگار ایده پرداز و فیلمنامه نویس و کارگردان اصلا متوجه این وجه ماجرا نبوده اند. علی القاعده لیلا باید آغوشش را برای هر موشکی که بر سرش ببارد بگشاید، به جای اینکه خودش قرص بخورد تا خودکشی کند.
...بیشتر