مجله میدان آزادی: «اوژن آنری پل گوگن» نقاش و تندیسگر فرانسوی و یکی از مهمترین چهرههای سبک پستامپرسیونیسم بود. او که تقریبا تا پایان عمرش گمنام ماند، امروزه به دلیل سبک منحصر به فردش و استفاده تجربی از رنگها شناخته میشود. او همچنین الهامبخش هنرمندان آوانگارد و معاصری چون «پابلو پیکاسو» و «هنری ماتیس» بوده است. هشتم می سال 1903 روز درگذشت این هنرمند و نقاش بزرگ فرانسوی است و به همین مناسبت به سراغ یادداشتی درباره کتاب «ماه و شش پنی» نوشته «ویلیام سامرست موآم» -داستاننویس و نمایشنامهنویس انگلیسی- که با الهام از زندگی گوگن نوشته است، رفتهایم. این یادداشت را در ادامه به قلم خانم سمیه کشوری بخوانید:
رد زندگی پل گوگن در ماه و شش پنی
هشت می (18 اردیبهشت) سالروز درگذشت «پل گوگن» نقاش فرانسوی است. به همین بهانه به سراغ معرفی کتاب «ماه و شش پنی» میرویم که «سامرست موام» آن را در سال ۱۹۱۹ با الهام از زندگی این نقاش نوشت.
داستان ماه و شش پنی
شخصیت اصلی کتاب موام به نام «چارلز استریکلند» مانند پل گوگن دلال سهام بود که در دهۀ چهل زندگی، ناگهان از حرفۀ تجاری خود دست میکشد تا به یک هنرمند تماموقت تبدیل شود. چارلز استریکلند همسر و فرزندانش را ترک میکند و در نهایت به تاهیتی میرود، جایی که شاهکارهایی خلق میکند که سرانجام پس از مرگش با قیمتهای باورنکردنی به فروش میرسند.
بین طرح کلی کتاب «ماه و شش پنی» با زندگی پل گوگن شباهت زیادی وجود دارد. با این حال موام با گذاشتن تفاوتهایی، مرز این شباهت را از بین برده تا بتواند گریزگاهی نیز بر این شباهت گذاشته باشد.
نقد کتاب ماه و شش پنی
داستان «ماه و شش پنی» توسط نویسندهای بینام روایت میشود که به گذشته نگاه میکند. ما با نگاهی به دوران جوانی نویسنده در لندن شروع میکنیم و وارد محافل ادبی میشویم که در آنجا با نویسندگان و کسانی که آنها را تحسین میکنند، روبرو میشود.
راوی سرانجام از طریق یکی از آشنایانش با خانم استریکلند آشنا میشود و در نهایت با شوهر دلال سهام او، چارلز، که قرار است شخصیت اصلی داستان شود، ملاقات میکند.
استریکلند از نظر راوی مردی کسلکننده و بیاحساس است، بنابراین وقتی میشنود که دلال سهام به پاریس فرار کرده و همسر و فرزندانش را به امان خدا رها کرده است، کنجکاو و غافلگیر میشود. نویسنده به درخواست همسر استریکلند به سمت پاریس میرود تا از قضایا سر در بیاورد؛ مثلاً شایعات مربوط به معشوقی که استریکلند را همراهی میکند. داستان اینجاست که پیچشی غافلگیرکننده پیدا میکند. راوی میبیند، اصلاً زنی در کار نیست و انگیزۀ واقعی استریکلند برای این حرکت کاملاً شوکهکننده است.
بخش دوم کتاب ماجراجویانه است و دربارۀ سالهای زندگی استریکلند در پاریس است. جایی که تلاش میکند هنر خود را تقویت کند، اما بعداً مدتی را در مارسی میگذراند، قبل از اینکه به اقیانوس آرام برود و از تاهیتی سر در بیاورد.
ما در روند رمان میبینیم که این نقاش تازهکار، عزم و ارادۀ چشمگیری برای وقف خود به هنرش نشان میدهد؛ بدون هیچ شکایتی یا سوءظنی مبنی بر اینکه اشتباه کرده است.
مقایسۀ پل گوگن در رمان ماه و شش پنی و در زندگی خود
چارلز استریکلند در کتاب «ماه و شش پنی» برای همیشه از خانوادهاش جدا میشود و آنها را بیپول میگذارد و اهمیتی نمیدهد که آیا دوباره آنها را میبیند یا نه. او سرد، بیاحساس، خودمحور و متکبر است. کاملاً شیفتۀ نقاشی و چیزی است که او آن را استعداد شگرف خود میداند. ولی پل گوگن عاشق همسر و فرزندانش بود و امیدوار بود که آنها او را در سفر پرماجرایش به دریاهای جنوب همراهی کنند. معتقد بود که تاهیتی به خانوادهاش سبک زندگی بهتری میدهد و همچنین به او انگیزۀ خلاقانهای میدهد که در فرانسه کمبودش را احساس میکرد. همسر دانمارکی او، «مته»، به شدت با این ایده مخالفت کرد.
از نامههای فراوانش به او، به نظر میرسد که گوگن هرگز از پیوستن خانوادهاش به خود، در هر دو دورۀ اقامتش در تاهیتی بین سالهای ۱۸۹۱ تا ۱۸۹۵ و از ۱۸۹۷ تا ۲۰۰۳ ناامید نشد. او هر زمان که میتوانست، از طریق فروش نقاشیهایش در فرانسه، از آنها حمایت مالی میکرد.
گویی گوگن در دستان موام به چارلز استریکلند تبدیل میشود، یک دلال سهام بیتکلف بریتانیایی، با یک عطش پنهانی و سیریناپذیر برای زیبایی که حاضر است آن را تا انتهای دنیا، ابتدا به پاریس و سپس به تاهیتی دورافتاده ببرد. او در این تلاش برای زیبایی، سرد، خودخواه و سازشناپذیر است.
شخصیتپردازی در رمان ماه و شش پنی
در حالت کلی باید گفت رمان «ماه و شش پنی» فینفسه دربارۀ پل گوگن نیست، بلکه دربارۀ مردی با «نبوغ هنری» مشابه است که ناگهان تصمیم میگیرد در لوای هنر خودش را پیدا کند. با توجه به شغلش به طرز عجیبی از پول بیزار میشود یا حداقل اینطور به نظر میرسد، و هنر را به خاطر هنر دنبال میکند، و آن را بهعنوان وسیلهای برای توجیه زندگی خود به کار میگیرد.
استریکلند مردی است که تصمیمش را دربارهی زندگی گرفته. میخواهد نشان دهد قوانین عادی جامعه در مورد او صدق نمیکند. او به آشفتگیای که در لندن به جا گذاشته اهمیتی نمیدهد، و بعداً در پاریس، برای تقویت هنر خود از هیچ کاری فرو نمیگذارد؛ تا جایی که زندگی مردی را که در اوج افسردگی به او کمک میکند، نیز نابود میکند.
حالا راوی به تدریج به بررسی ماهیت این مرد میپردازد: مثلاً در جایی مینویسد:
«او با اشتها غذا میخورد، اما نسبت به آنچه میخورد بیتفاوت بود. برای او فقط غذا بود که برای آرام کردن درد گرسنگی میبلعید. و وقتی غذایی وجود نداشت، به نظر میرسید که میتواند بدون آن سر کند. فهمیدم که شش ماه با یک قرص نان و یک بطری شیر در روز زندگی کرده است. او مردی شهوانی بود، اما با این حال نسبت به چیزهای شهوانی بیتفاوت بود. او به محرومیت به عنوان سختی نگاه نمیکرد. چیزی تأثیرگذار در شیوهی زندگی او وجود داشت که کاملاً با روح همراه بود.»
گویی این کتاب دربارهی سفر یک مرد به سوی آرزوهایش است آن هم صرف نظر از تمام اثرات مادی بر روی زندگیاش. کسی که برای تعالی دادن به هنرش، از دل جهان مدرن به «جزیرهای بکر» میگریزد.
این کتاب گویی یک تمثیل فشرده دربارهی نبوغ و فداکاری برای رسیدن به هنر درونی شخصیت است.
مضمون در ماه و شش پنی
یکی از مضامین اصلی رمان، ماهیت هنرمند و عزم راسخ برای دنبال کردن حرفهاش، و نادیده گرفتن هر چیزی است که ممکن است از ارزش آن بکاهد.
موام سرنوشت استریکلند را با سرنوشت مردم عادی مقایسه میکند. حتی نشان میدهد خود راوی گاهی اوقات در جامعهی بهظاهر مودب، احساس ناراحتی میکند و برای فرار از سبک زندگیای که اکنون آن را خفهکننده میداند، به پاریس فرار میکند.
نویسنده گویی با این داستان ماهیت یک زندگی موفق را زیر سوال میبرد. در جهان پیرامون ما زندگی موفق با پول و ثروت، زندگی شاد و شهرت گره خورده است.
این کتاب ما را تا تاهیتی میبرد و زندگی مردی را آشکار میکند که با وجود بدشانسیها و مرگش، موفق میشود زندگی را طبق اصول خودش زندگی کند. نمیتوان به وجود بوهمیایی استریکلند یا مرگ نسبتاً تأسفبارش حسادت کرد، اما به همان میزان هم نمیتوانید از تحسین مردی که این کار را به روش خودش انجام داد، دست بردارید. اگرچه پس از مرگ، موفق شد اثر خود را بر جهان بگذارد.
طنز در بافت ماه و شش پنی
یکی از ویژگیهای بسیار موفق رمان «ماه و شش پنی»، خوِد راوی و زبان نیشدار او به زندگی خود و دیگران است. او زمانی دارد داستان را تعریف میکند که مردی مسن است که با تجربه به گذشته نگاه میکند. با این حال رویکردی بیطرفانه به داستان دارد و با طنزی خشک که در سراسر رمان جاری است، به روش خودش، و بهاندازۀ خود استریکلند، در بیان آن خودخواه و بیرحم است.
در واقع سامرست موام با سبک بینظیرش، به عنوان نویسندهای بیاحساس و بیحرکت که صرفاً یک ناظر است و نه چیزی بیشتر، در زندگی شخصیتها پرسه میزند.
موام با طنز طعنهآمیز بافته در رمانش، شخصیت را به عنوان یک گوشهگیر سرکش، یک شبح غیرقابل درک، که توسط استبداد الهی هنر مجبور به اعمال غیرانسانی شده، تصویر میکند.
دربارۀ رمان «اسارت انسانی» سامرست موام
در نگاه کلی گویی نام کتاب هیچ ربطی به داستان رمان ندارد. اما در نقدها آمده است عنوان کتاب از نقدی بر رمان «Of Human Bondage» نوشتهی سامرست موام گرفته شده است که در آن شخصیت اصلی رمان، فیلیپ کری، اینگونه توصیف میشود:
«آنقدر مشغول آرزوی ماه بود که هرگز سکۀ شش پنی را در پاهایش ندید.»
در واقع «ماه و شش پنی» عنوان غیرمعمولی است که از شخصیت اصلی رمان «اسارت انسانی» گرفته شده است که چنان غرق در رسیدن به ماه است که متوجه شش پنی کنار پایش نمیشود. این تعبیر بیراه با زندگی پل گوگن نیست.
یک نقاشی از پل گوگن
شاید بتوان این سردرگمی را در تابلوی معروف گوگن نیز جست، که ما را به یاد شعر مولانا نیز میاندازد:
تابلوی «از کجا آمدهایم؟ کیستیم؟ به کجا میرویم؟» اثر پل گوگن، یکی از برجستهترین آثار نمادگرایانه قرن نوزدهم است که بهطور عمیق به پرسشهای فلسفی دربارۀ وجود انسان میپردازد. این نقاشی در سالهای ۱۸۹۷ تا ۱۸۹۸ در تاهیتی خلق شد و اکنون در موزهی هنرهای زیبای بوستون نگهداری میشود.
عنوان نقاشی، که بهصورت «D'où Venons Nous / Que Sommes Nous / Où Allons Nous» نوشته شده، به سه پرسش اساسی فلسفی اشاره دارد: «از کجا آمدهایم؟»، «کیستیم؟»، «به کجا میرویم؟». این سؤالات، بازتابی از دغدغههای وجودی انسان است.
این اثر پل گوگن ما را به یاد شعر معروف مولانا «از کجا آمدهام، آمدنم بهر چه بود؟ به کجا می روم آخر ننمایی وطنم» میاندازد. در واقع شباهتهای مفهومی در خود دارند. مثلاً از حیث مطرح کردن پرسشهای بنیادی هستی، هر دو اثر به سؤالات اساسی دربارهی منشأ، هویت و مسیر و مقصد انسان میپردازند.
این نقاشی در دورهای از بحران شخصی گوگن خلق شد؛ زمانی که او با بیماری، فقر و مرگ دخترش مواجه بود. گوگن قصد داشت این اثر را بهعنوان وصیتنامۀ هنری خود بسازد و حتی پس از اتمام آن، اقدام به خودکشی کرد که ناکام ماند.
لینکهای مرتبط
فهرست: 12 نقاشی از بهترین نقاشیهای پل گوگن